معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )

711

تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )

اشارهء ديگر - اولاد يعقوب گفتند : اى يوسف ما بضاعتى داريم كه از ما هيچ‌كس قبول نمىكند و ليكن ترا قبول بايد كرد . فرمود : مگر من از همه كس زبون‌ترم . گفتند : نى تو از همه كريم‌ترى . بضاعت معيوب را كريمان خريدارى كنند ، اى عزيز بضاعت ما ناقص است و ليكن در عوض آن طعام تمام بايد داد « فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ » بلكه بر آن همه مىبايد افزود « وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا » . گفت : اى عجب متاع ناقص را بهاى كامل مىطلبيد . گفتند : آرى تو غنى و ما فقيريم تو محتشمى و ما حقير ، اغنيا صدقات ، به فقرا دهند و بضاعت معيوب را كريمان خرند و بهاى پسنديده بكمال در برابر آن كرم فرمايند . نظير اين آنكه حقّ تعالى جلّ ذكره فرمود « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ » . اى درويش « 1 » در مؤمن خسيس‌تر از نفس و مال چيزى نبود زيرا كه نفس دشمن است « اعدى عدوّك نفسك الّتى بين جبينك » اگر فرمان‌بردارى وى كنى به دوزخ گرفتار شوى « فَأَمَّا مَنْ طَغى وَ آثَرَ الْحَياةَ الدُّنْيا فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوى » و اگر نافرمانى وى كنى به بهشت سزاوار گردى « وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى » و مال سراسر فتنه و بلا است . « أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ » پس حقّ تعالى كه اكرم الاكرمين و ارحم الرّاحمين است خسيس‌ترين ايشان را به نفيس‌ترين چيزها كه بهشت است بخريد تا همه دانند كه وى كريم است

--> ( 1 ) - ح : نزد مؤمن .